بهمن نودو پنج
بهمن ماه امسال خیلی زود اومد و از نصفه گذشت، ببخش گلم که اینقدر زود روزها ساعتها می گذره که گاهی به من وقت ثبت شدن رو هم نمیده، امسال سالی پر از اتفاقهای مختلف بود و از وقتی که برات نوشتم تا الان خیلی موضوعات مختلفی برای گفتن دارم اما سعی می کنم سر فرصت و در شرایط مناسب برات بنویسمشون، مهم ترین اتفاقها رفتن اولین قله شما گل پسر بود بعد قبول شدن من در مقطع دکترا وبود که البته کمی مشکل بود برام و ... این پست رو برای آخرین کارهایی که با هم کردیم برات گذاشتم روز 15 بهمن 1395 با علاقه زیاد با من و بابایی به جشنواره فجر اومدی و تا ساعت 2 شب فیلم دیدیم هر چی بهت گفتیم بمون خونه مامی قبول نکردی و اومدی مثل آدم بزرگا فیلم ببینی، روز 14 بهمن با خاله مریم و مارینا رفتیم کوروش مال و کلی اونجا بهت خوش گذشت اول با هم رفتیم نهار خوردیم و بعد هم کیدز کلاپ و شهربازی و ... خلاصه اینم از تعطیلات زمستانه ما ...











بهمن نودو پنج
